تبليغاتX
امپراطور هزاره سوم

امپراطور هزاره سوم

فردین حق شناس

فردین حق شناس

   

 

فردین حق شناس کیست؟

با سلامی دوباره خدمت همه دوستان عزیز

موضوع پست جدید ما در باره یک استاد گیتاره

استادی که سالهای زیادی از عمر خودشوواسه گیتار گذاشت

و شاگردان زیادی هم تربیت کرده که هر کدوم واسه خودشون غولی هستند مثل رضا یا که هممون کم و بیش اونو می شناسیم

هندیا یه مثلی معروف دارند که پشت هر مرد موفقی زن فداکاری هست پشت هر خواننده و نوازنده موفقی هم یک استادی بزرگ و فداکار هست

فردین حق شناس جزو همون استادای فداکاری است که به جای اینکه

از هنرش فقط برای خودش استفاده کند اونو بین من و امثال من تقسیم کرد کسی که علیرغم اینکه صدایی جذاب وپنجه ای توانا در گیتار داشته

30 سال از عمر موسیقی خود را صرف شاگرداش کرد و همچنان هم

ادامه می دهد

تو این وبلاگ تصمیم دارم بیشتر از استاد حق شناس صحبت کنم تا دوستان علاقمند به گیتار بیشتر ایشون را بشناسند

یه جورایی می خوام از ایشون تقدیر بشه اما این نمیتونه هیچ وقت ذره ای از زحمتاش رو جبران کنه

البته در پست های بعد سعی میکنم یک کلیپ ویدیویی از کار ایشون را براتون بذارم

اگه رضایت بدهند بیوگرافی ایشون رو هم خواهم گذاشت

پس منتظر باشید

اگه دستای تو خونم و می خواد                  تن من هجله خنجر تو باد

عشق من که قلب تو راضی نکرد      شاید از زخمای من خوشت بیا د

 

یا علی..........

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/09/09ساعت 0:26 AM  توسط SimanSito  | 

خدانگهدار

پیامبر اکرم (ص) می فرماید:

 چشمی که هیچ گاه نمی گرید از سختی دل است

 سختی دل از بسیاری گناه است

 بسیاری گناه از بسیاری آرزوهاست

بسیاری آرزوها از فراموشی مرگ است

 فرامشی مرگ از دل بستن به مال دنیاست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/10/30ساعت 10:23 PM  توسط SimanSito  | 

شهر غم

شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی
جام خالی سفره خالی ساغر و پیمانه خالی
کوچ کردن دسته دسته آشنایان عندليبان
باغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالی


* * *

وای از دنیا که یار از یار می ترسد
غنچه های تشنه از گلزار می ترسد
عاشق از آوازه دیدار می ترسد
پنجه ی خنیا گران از تار می ترسد
شه سوار از جاده هموار می ترسد
این طبیب از دیدن بیمار می ترسد


* * *

ساز ها بشکست و درد شاعران از حد گذشت
سالهای انتظاري بر من و تو بد گذشت
آشنا نا آشنا شد
تا بلي گفتم بلا شد
گریه کردم ناله کردم حلقه بر هر در زدم
سنگ سنگ کلبه ی ویرانه را بر سر زدم
آب از آبی نجنبید خفته در خوابی نجنبید

* * *

چشمه ها خشکید و دریا خستگی را دم گرفت
آسمان افسانه ی ما را به دست کم گرفت
جام ها جوشی ندارد عشق آغوشی ندارد
بر من و بر ناله هایم هیچکس گوشی ندارد


* * *

بازآ تا کاروان رفته باز آید
بازآ تا دلبران ناز ناز آید
بازآ تا مطرب و آهنگ و ساز آید
پاگل افشانان نگار دلنواز آید
بازآ تا بر در حافظ سر اندازیم
گل بیفشانیم ومی در ساغر اندازیم
 
من هنوز هستم    دادشی

+ نوشته شده در  جمعه 1388/10/11ساعت 10:39 PM  توسط SimanSito  | 

سلام

این پست هم مخصوص مریم خانومه

نشان دادن رمز دیال آپ :

يكی از ويژگی های dilaup  در xp  نشان ندادن پسورد است يعنی وقتی شما روی ايكون يك dialupكليك میكنيد فقط username  ديده میشود. برای اينكه بتوانيد پسورد را مشاهده كنيد، مراحل زير را در رجيستری اجرا كنيد:
-HKEY_LOCAL_MACHINE-SYSTEM--CurrentControlSet-Services--RasMan--Parameters Modify  در اينجا يك DWORD با اسم DisableSavePassword بسازيد. مقدار 0 در اين DWORD برای SAVE  كردن و مقدار 1 برای SAVE  نشدن پسورد است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 10:22 AM  توسط SimanSito  | 

چگونه یک ویروس بسازیم؟؟؟؟؟

ساختن راحت یک ویروس

امروز شما با ويروس Flicker آشنا ميشويد .البته شايد بعضي از شما آن را بشناسيد چون برنامه نسبتا معروفي است كه بيشتر براي شوخي كردن از آن استفاده ميشود.(البته Flicker بيشتر شباهت به يك برنامه اعصاب خوردكن دارد تا يك ويروس).Flicker در معني به معناي چشمك زن و سوسو زدن است و دليل اين نامگذاري اين است كه اين به اصطلاح ويروس كاري ميكند كه كاربر هرگاه دكمه اي از كيبرد را فشار دهد يك صداي بوق كه به آن اصطلاحا Beep گفته مشود از كامپيوتر شنيده ميشود و هم زمان با اين صدا صفحه مانيتور يكبار بطور سريع چشمك ميزند.و با اين وضع عملا كار با كيبورد امكاپذير نيست. لارم به ذکر است که طریقه غیرفعال کردن این ویروس نیز ذکر شده است.


اين ويروس از آن دسته است كه به كمك رجيستري كار ميكند.
خب حالا ميرسيم به شروع كار:
Notepad را باز كنيد و عبارت زير را در آن وارد كنيد(پيشنهاد ميكنم Copy و Paste كنيد).

Windows Registry Editor Version 5.00

[HKEY_CURRENT_USERControl PanelAccessibilityKeyboard Response]

"Flags"="127"

[HKEY_CURRENT_USERControl PanelAccessibilitySoundSentry]

"Flags"="3"


"WindowsEffect"="3"

سپس آن را با پسوند Reg و با نامي مثل FlickerON.Reg سيو كنيد. حال يك فايل Notepad ديگر باز كنيد و عبارت زير را به منظور غيرفعال كردن ويروستان در آن Copy و Paste كنيد:

Windows Registry Editor Version 5.00

[HKEY_CURRENT_USERControl PanelAccessibilityKeyboard Response]


"Flags"="126"

[HKEY_CURRENT_USERControl PanelAccessibilitySoundSentry]

"Flags"="2"

"WindowsEffect"="0"

و آن را هم به همان روش بالا ولي اين بار با نامي مثل FlickerOff.Reg سيو كنيد.
حال شما دو فايل رجيستري ساختيد كه با كليك كردن روي هركدام از آنها از شما اجازه گرفته و درون رجيستري Import ميشوند.حال براي امتحان روي FlickerOn كليك كنيد و وقتي Import شد كامپيوتر خود را Restart كنيد تا نحوه كارش را ببينيد.

مهم: واضح است كه براي غير فعال مكردن بايد همين كارها را با FlickerOff انجام دهيد با اين تفاوت كه شما در آن موقع فقط ميتوانيد از Mouse استفاده كنيد چون كيبورد شما كماكان غير قابل استفاده است!

لازم به ذكر است كه همه ويروسها مثل Flicker مستقيما به كمك رجيستري عمل نميكنند و روشهاي مختلفي براي كار دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/20ساعت 4:9 PM  توسط SimanSito  | 

ویروس new folder

ویروس New Folder

اگر به کامپیوترتان ویروس New Folder یا همان My Documents هجوم آورده است و داخل هر پوشه ای که می روید یکی از این پوشه ها را می بینیدو با دابل کلیک کردن بر روی آن به دایرکتوری My Document کامپیورتان می روید یک راه ساده برای خلاص شدن از دست این ویروس وجود دارد بدون نصب کردن هر نوع آنتی ویروس می توانید این ویروس را از بین ببرید.

لازم به ذکر است که ورژن جدید این ویروس از اجرا شدن Registry Editor و همچنین پنجره Task Manager جلوگیری می کند و وقتی یک سی دی را درون سی دی رام می گذارید حتی از باز شدن دایرکتوری سی دی رام نیز جلوگیری می کند پس اجازه نصب حتی یک نرم افزار آنتی ویروس را نیز نمی دهد.

برای خلاص شدن از دست این ویروس مراحل زیر را پی بگیرید:

1- ویندوز را Restart کرده و با حالت Safe Mode بالا بیایید.

2- به عنوان Admin لوگ این شوید.

3- به دایرکتوری c:\windows بروید.

4- دنبال فایلی به نام windows Explorer یا Document.dll بگردید و آن را حذف کنید لازم به ذکر است که این فایلها با آیکون پوشه نمایان هستند ولی فایلهای اجرایی هستند.

5- بعد کامپیوتر خود را تحت نام New Folder جستجو کنید (Search) و تمام پوشه هایی که نام آنها New Folder است و size آنها 104Kb است را حذف کنید.

نکته: ممکن است نام پوشه ای که ویروس ایجاد کرده New Folder نباشه بیشتر سایز اونو که 104Kb هستش تو جستجوتون مد نظر قرار بدین.

6- سپس Registry Editor را اجرا کنید و به مسیر hklm\software\microsoft\windows\crrentversion\run بروید و کلید Explorer را حذف کنید

7- کامپیوتر را Restart کنید و با حالت عادی بالا بیایید حال این ویروس از کامپیوتر شما حذف شده است.
دقت کنید که در طی مراحل حذف نباید هیچ پوشه ای را اجرا کنید. زیرا ویروس دوباره ساخته و اجرا می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26ساعت 7:5 PM  توسط SimanSito  | 

ویروس

نحوه پاک کردن ویروس kazm_gheyz
اين ويروس دقيقا مانند ويروس مالاس (يا سالدوست) در كليه درايوها كامپيوتر فايلي به نام Autorun.inf ايجاد مي كند و با دابل كليك روي هر درايو مجددا فعال و اجرا مي شود .

در صورتیکه این دو فایل را حذف کنیم در عرض چند ثانیه مجددا ایجاد می شود و دوباره نسخه ای از خود را در کلیه درایوها کپی می کند !

همچنین به محض اتصال فلش دیسک یا کارت مموری به سیستم ، نسخه اي از ویروس به این حافظه ها منتقل می شوند .

از جمله نکات جالبی که در مورد این ویروس باید به آن اشاره کردن اینست که به محض اجرا شدن در سیستم ، آنتی ویروس موجود در سیستم را ازکار می اندازد .

ابتدا به قسمت search بروید و دنبال regedit.exe و taskmgr.exe بگردید و بعد نام انها را اینطور تغییر دهید . regedit1.exe و taskmgr1.exe

سپس taskmgr1.exe را اجرا کنید و در تب proccesses به دنبال پروسه ای به نام kazm_gheyz ... یا چیزی شبیه به ان بگردید بعد end proccess را بزنید تا بسته شود .

mycomputer را باز کنید و از منوی tools گزینه folder options ا انتخاب کنید و به تب view برید و تیک show hidden files and folders را بزارید و تیک دو تا گزینه پایینیش که با hide شروع میشه را بردارید و apply کنید
از داخل تمام درایوهاتون دو فایل kazm_gheyz.exe و autorun.info را پیدا و پاک کنید (shift - delete )
نحوه پاک کردن ویروس autorun.info را در ابتدای اموزش ذکر کرده ام .

حالا فایل regedit1 را اجرا کنید و از منوی edit گزینه find را انتخاب کنید و کلمه kazm را سرچ کنید هرجا که پیدا شد کلید delete را بزنید و پاک کنید برای یافت گزینه بعدی F3 را بزنید و بازهم پاک کنید تا همه رجیستری از این نام پاک شود

به internet explorer بروید و از منوی tools گزینه internet options را انتخاب کنید و home page را روی use blanked بزنید

اگه ویروس از بین نرفت این کارها را چند بار تکرار کنید تا دیگر اثری از ان باقی نماند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/14ساعت 10:4 AM  توسط SimanSito  | 

تردید

حرف من حرف خودم نیست

حرف خاکه حرف ریشه است

حرف دیروز ندیده است

حرف فردا و همیشه است

صحبت سکوت سرده

آدمای توی قابه

حرف این صورتکا نیست

حرف اونور نقابه

حرف تردید یه نسله

میون رفتن و موندن

بین خوابیدن تا ظهر

یا دم سحر پریدن

یکی باید بگه آخر من و تو

کجای کاریم

وسط یه راه روشن

یا هنوزم توی غاریم

یکی باید بگه آخر

چرا رنگ ما پریده

چرا با این همه عینک

هیچکسی ما را ندیده

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت 9:11 AM  توسط SimanSito  | 

ارتباط با جن

با سلام به همه ی دوستان عزیز که لطف داشتند.

راستش گفته بودم دیگه در مورد جنّ نمی نویسم ولی چون داداش آسیمو نسبت به این موضوع و ادامش علاقه مند شده این پست رو هم به خاطر ایشون میذارم ولی قول میدم که دیگه این آخرین پست باشه.

انسان می تواند با جنّیان تماس بگیرد یا در ارتباط باشد که این امر به چهار روش امکان دارد که عبارتند از :

1_ تحمل پاره ای از ریاضات و انجام اعمالی خاص معمولا چهل روزه یا صد و بیست روزه می باشند که شخص عامل در این مدتها یا در حال روزه است و یا اگر نیست ، شرب و اکل وی فوق العاده کم است و از خوراک منحصر به فردی باید در این مدت استفاده کند و از بسیاری از امور دیگر هم جدا خودداری نماید .

پس از پایان مدت زمان ریاضت کشی یکی از جنّیان بر شخص مرتاض یا عامل ظاهر شده و از ان پس مطیع او امر مرتاض و در اختیار اوست .

شایان ذکر است که تسخیر جنّ و احضار جنّ حتما باید طبق اطلاع اساتید علوم غریبه که صاحب اجازه نیز باشند،صورت گیرد و به محض مطالعه ی کتابی در این باب یا شنیدن از کسی به این گونه ریاضات اقدام نکنند که مخاطرات احتمالی و سنگینی چون خطر مرگ در پی خواهد داشت!

2_راه دیگر ارتباط با جنّیان،احضار آنان است.برای انجام این عمل،شخص احضار کننده در مکانی خلوت که رفت و آمدن مردم نباشد می نشیند و با خواندن دعا و بیان اوراد و اذکار و غیره، جنی را احضار و با او در موضوعی که جنیان مجاز باشند صحبت می کند.

3_جنیان بنا به مصالحی می توانند خود را برای آدمی آشکار کنند.در بسیاری از مواردی که جنیان رویت شده اند از این نوع ارتباط است.

4_اشخاص متّقی و به خصوص آنان که از بُعد عرفانی در سطح روحی و معنوی بالایی هستند،می توانند به راحتی با جن ارتباط برقرار کنند و حتی خود جنیان مومن معمولا چنین ارتباطی را بر قرار می نمایند چون به چنین خصلتی در انسانها بسیاد علاقمندند. 

دوستدار شما : رها و داداشی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/01ساعت 5:19 PM  توسط SimanSito  | 

داستان زعفر جنى در عاشورا

تاسوعـا و عاشورای حسینی را به همه دوستای عزیزم تسلـــیـــت میگم

این هم آخرین پست در مورد جنّ

ماجرای زعفر جنّی ،رییس شیعیان جنّ با امام حسین(ع)در کربلا

هنگامی که واقعه ی جانسوزکربلا در حال وقوع بود ،زعفر جنّی که رییس شیعیان جنّ بود در بئر ذات العلم،برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جنّ را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود.در همین حا ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری می آید.

زعفر جنّی گفت : کیست که در وقت شادی گریه می کند؟

در این هنگام دونفر از جنّیان حاضر شدند و زعفر از آنان سبب گریه را پرسید.

آنان گفتند : ای امیر! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادید،در حین رفتن به آن شهر،عبور ما به رود فرات افتاد که اَعراب به آن نواحی «نینوا» می گویند.

ما دیدیم که در آنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده و در حال جنگ هستند.وقتی که نزدیک شدیم مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی (ع) پسر همان آقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده، یکّه و تنها در معرکه ی جنگ ایستاده و انصار و یارانش همگی کشته شدند. خود آن بزرگوار غریب و تنها بر نیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ و راست خود نگاه می کرد و می فرمود «آیا یاری دهنده ای نیست تا ما را یاری دهد؟»

و نیز شنیدیم که اهل و عیال آن بزرگوار فریاد العطش العطش بلند کرده بودند.وقتی که این واقعه ی ناگوار را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص)را ره شهادت می رسانند»

به محض اینکه زعفر جنّی این سخنان را شنید تاج شاهی خود را از سر خود برداشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جنّ را با سلاحهای آتشین آماده کرد و همگی با عجله بسوی کربلا حرکت نمودند.

خود زعفر گفته است : وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ را لشکریان دشمن فرا گرفته است که صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم.

ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر از یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از طرف دیگر ،جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در آن طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته و مزید بر آن در سوی دیگر اسرافیل،ملک ریاح(فرشته ی بادها)،فرشته ی دریاها،فرشته ی کوهها،فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند.بعلاوه ارواح یکصدوبیست و چهار هزار پیامبر علیهم السّلام از آدم تا خاتم همه صف کشیده،مات و متحیّر مانده اند.

خاتم پیامبران (ص) آغوش خود را گشوده و به امام حسین (ع) می فرمود : پسرم عجله کن!عجله کن!به راستی که مشتاق تو هستم.

حسین بن علی (ع)یکّه و تنها در میان میدان با زخمها و جراحات فراوان ،پیشانی شکسته با سری مجروح با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود و در هر نفسی که می کشید از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا توجهی به هیچ گروهی از آن فرشتگان نمی کرد.به من هم کسی اجازه نمی داد تا خدمت آن حضرت برسم.

همان طور که از دور نظاره می کردم و در کار آن حضرت حیران بودم،ناگهان دیدم که آقا امام حسین(ع)سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه ی چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که «ای زعفر بیا!»

در این هنگام همه فرشتگان بسوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم.من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم :«من با سی هزار جنّ برای یاری شما آمده ام»

حضرت فرمود:«ای زعفر!زحمت کشیدی !خدا و رسولش از تو راضی باشند.خدمت تو مورد قبول درگاته حق باشد اما لازم نیست که زحمت بکشید ،شما برگردید»

عرض کردم :قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمایید؟»

حضرت فرمود:شما انسانها را می بینید ولی آنان شما را نمی بینند و این از مروّت به دور است.

عرض کردم : اجازه فرمایید تا همه ی ما جنّیان شبیه انسان ها شویم که در این صورت اگر کشته شویم در راه رضای خدا کشته شده ایم.

حضرت فرمود : ای زعفر! اصلا مایل به زندگی نیستم و آرزوی لقای خداوند را دارم.شما به جایگاه خود باز گردید و بجای نصرت و یاری من برانم گریه و عزاداری کنید که اشک عزاداری برای من مرهم زخم هایم است.

من به امر آن حضرت مایوسانه بر گشنم. وقتی که ما جنّیان به محل خود رسیدیم بساط شادی را جمع کردیم و اسباب عزا را فراهم کردیم.

مادرم به من گفت:«پسرم چه می کنی؟

کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت گشته ای؟

گفتم مادر!پسر آن بزرگواری که ما را مسلمان کرد،اینک در کربلا در چنان حالی است.من رفتم تا یاریش دهم اما آن حضرت اجازه نفرمودند و چون امر امام واجب بود بازگشتم.

مادرم وقتی که سخنانم را شنید گفت:ای زعفر تو را عاق می کنم.من فردای قیامت در جواب مادرش فاطمه (س) چه بگویم؟

زعفر گفت:مادر من خیلی آرزو داشتم تا جانم را فدای آن حضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمودند.

مادرم گفت:بیا برویم،من همراهت می آیم و دامنش را می گیرم و التماس می کنم شاید اجازه دهد که تو در رکابش شهید شوی.

در نتیجه مادرم جلو و  من با لشکریانم از پشت سرش دوباره بسوی کربلا حرکت کردیم.و هنگامی که به آنجا رسیدیم از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدیم و چون نگاه کردیم ، دیدیم که سر مبارک و درخشان آقا امام حسین (ع) بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه ها ی حرم بلند است.مادرم خدمت امام سجّاد رسید و اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد ولی آن حضرت اجازه ندادند و فرمودند:«در این سفر با ما باشید و در شبها اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای اشتران بر زمین نخورند»

در نتیجه جنّیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا اینکه حضرت سجّاد آنان را مرخص فرمودند.

التماس دعـــــــــــــا

التمــــــــــــــــاس دعـــــــــــــــا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/26ساعت 9:12 PM  توسط SimanSito  |